بازگشت اعجوبهها
علی باقرزاده
نگاهی به فعالیت و آثار گروه پينك فلويد
روز به روز عشق رنگ ميبازد
شبيه مردي كه ميميرد
و ما هر شب وانمود ميكنيم
كه همه چيز رو به راه است
هر شبي كه من پيرتر ميشوم و تو سردتر)
(Another brick in the wall
آغوشي نميخواهم كه مرا در بر گيرد
دارويي نميخواهم كه مرا آرامش دهد
روي ديوار نوشتهام
من هيچ چيزي نميخواهم
نه من هيچ چيزي نميخواهم
جز خشتي از ديوار
تنها و تنها خشتي از ديوار ميخواهم )
اعضاي گروه:
1- راجر بارت Roger Keith Barrett Syd نويسنده، خواننده و گيتاريست كه پس از اولين آلبوم به علت اختلالات رواني گروه را ترك گفت.
2- راجر واترز George Roger Waters متولد 6 سپتامبر 1943، خواننده، نويسنده اول گروه و باس زن كه در دهه 80 گروه را ترك گفت
3- ديويد گيلمور David Jon Gilmour متولد 6 مارس 1946 ، نويسنده دوم، خواننده و رهبر گروه، هنوز هم خود را عضو پينك فلويد ميداند.
4- نيك ميسون Nicholas Berkley Mason متولد 27 ژانويه 1945 ، طبل زن، جز اعضاي باقيمانده.
5- ريك رايت Richard William Wright متولد 28 جولاي 1945 ، نويسنده، خواننده و كيبرد زن گروه، كه هنوز هم با گروه همكاري ميكند.
اعضاي گروه پينك فلويد پس از 20 سال بار ديگر كنار هم جمع شدند تا در كنسرتهاي لايو 2005 كه در 8 كشور به طور زنده اجرا شد شركت كنند اين كنسرت به منظور مبارزه با فقر و براي تشويق هشت كشور ثروتمند جهان براي كمك به كشورهاي فقير صورت گرفت.
تاريخچه
Roger Keith Barrett راجر كيت بارت 6 ژانويه 1946 در انگليس متولد شد و مثل همه هم سن و سالان خودش نامي مستعار براي خود انتخاب كرد او نام syd سيد را برگزيد سيد استعداد زيادي در نويسندگي و گيتارزني داشت Roger Waters(bass) در كمتر از يكصد ياردي خانه آنها زندگي مي كرد هر دو در همان اوايل كودكي والدينشان را از دست داده بودند دايره كودكي سيد و واترز با حضور Dived Gilmour (ديويد گيلمور) گيتاريست برجسته اي كه قبل از آن رهبري و آوازه خاني گروه " The Jokers Wild " را بر عهده داشت كاملتر شد.
بارت سال 1964 به لندن نقل مكان كرد و وارد دانشكده معماري دانشگاه Comberwell شد همانجا بود كه او با نيك ميسون (nick Mason) و ريك رايت(Rick wright) آشنا شد و به فكر تشكيل يك گروه موسيقي افتاد.
داستان Pink floyd در واقع شامل دو گروه موسيقي است يكي گروه دو نفره Space – rock بود كه به مدت دو سال فعاليت كرد و در دوران اوج خود دو ترانه موفقيت آميز روانه بازار كرد اما ديري نگذشت كه همين گروه سبك خود را تغيير داد و با استفاده از سازهاي الكترونيكي، تقريبا وارد حوزه پاپ شد و پينك فلويد دوم تشكيل شد علاقه زياد سيد به دو هنرمند موفق موسيقي بلوز به نامهاي Floyd Council و Pink Anderson باعث شد كه او از اختصار نام اين دو براي گروه تازه تاسيس خود استفاده كند.
بدين ترتيب پينك فلويد در اواسط دهه 60 فعاليت خود را آغاز كرد آنها زيرزميني را در يكي از خيابانهاي شهر لندن گرفتند و شروع به تمرين كردند سيد و واترز شروع به نوشتن كردند شعرهايي با مضامين معنوي كه با تركيب صداي گيتار و ارگ ملودي جذابي به وجود ميآمد سيد و واترز با شعرهاي معنايي و درونگراي خودشان مردم را با نوعي موسيقي تيز و انتقادي روبرو كرد هر چند كه اشعار او از روحي كودكانه برخوردار بودند از اين گذشته سبك موسيقي كه آنها به جهان عرضه كردند سبكي نو و منحصر بفرد بود استفاده از سازهاي الكترونيكي، جلوههاي نوري و صوتي، استفاده از ضربآهنگهاي ناگهاني، صداهاي پر جيغ و داد (خودشان نام اين موسيقي را كانكريت گذاشته بودند)، افت و خيزهاي ناگهاني صدا خيلي زود آنها را در مركز توجه يك واقعه فرهنگي قرار داد و جواناني كه طالب تازهگي و هيجان بودند جذب پينك فلويد شدند.
ترانههايي كه سيد براي گروه مينوشت كاملا برتري خود را نشان ميداد نوع و سبك و سياق شعرهاي سيد رفته رفته به سوي روان پريشي پيش ميرفت تا جايي كه سيد هنگام اجراهاي زنده به شدت عصبي ميشد و حركات جنون آميز از خود نشان ميداد تكروي ميكرد و با گروه هماهنگ نميشد سيد در يكي از كنسرتهاي گروه كه در آمريكا اجرا ميشد كنترل خود را از دست داد و شروع به كندن لباسهايش كرد اين كار موجب انزجار مردم و افراد گروه شد گروه تصميم گرفت همكاري خود را با سيد متوقف كند تا اينكه سال 1968 يك از دوستان واترز به نام Dave Gilmor ديو گيلمور گيتاريست به عنوان نفر پنجم به آنها ملحق شد او توانست رهبري گروه را به عهده بگيرد و شروع به نوشتن ترانههاي پينك فلويد كرد بدين ترتيب با جدا شدن سيد از گروه، پينك فلويد يكي از برجستهترين نويسندگان، خوانندگان، گيتاريستهاي خود را از دست داد. بطور كلي اين رويدادهاي حاشيهاي براي بسياري از گروهها ميافتد اما گروه پينك فلويد يكي از نادرترين گروههايي بود كه به خوبي از پس اين مشكل برآمد و پس از جدايي سيد محبوبيت خود را حفظ كرد و روز به روز به موفقيت بيشتري دست يافت هر چند كه عدهاي هنوز معتقدند كه طلائيترين دوران پينك فلويد زمان حضور سيد در اين گروه بود. در اوايل دهه 70 گروه قراردادي با شركت EMI بست تا براي آنها آلبومي (Ummagumma, Atom Heart Mother و Meddle) با 20 ترانه تهيه كنند يكي از بهترين ترانههاي اين آلبوم " The piper at the gates of dawn" موفقيت خوبي در چارت انگلستان به دست آورد شعرهاي اين ترانهها مربوط به زماني بود كه سيد در گروه حضور داشت.
سال 1973 گروه با ترانه سرايي گيلمور آلبوم بسيار موفق "نيمه پنهان ماهThe Dark Side of the Moon " را روانه بازار كرد كه با استقبال بي نظيري روبرو شد يكي از ترانههاي موفق اين آلبوم به همين نام "نيمه پنهان ماه" بود كه به مدت 27 سال در جايگاه اول چارت آمريكا قرار گرفت. اين ترانه بعدها به زبانهاي مختلف ترجمه و ميكس شد و به بازارهاي جهاني عرضه شد هنوز هم در سراسر جهان به فروش ميرسد. اين ترانه و ترانههاي بعدي پينك فلويد از مضامين تند اجتماعي و بعضاً ضد سرمايه داري برخوردار بودند.
يكي از جنجاليترين آلبومهاي گروه پينك فلويد در دهه 70 آلبوم "The wall" بود كه در آن به شدت به نظام آموزشي انگلستان حمله كرده بودند ترانه " آجر ديگري در ديوارAnother Brick in the Wall" موفقيت بزرگي بدست آورد و به عنوان شماره يك آمريكا انتخاب شد. آلن پاركر كارگردان معروف سينما بر اساس آلبوم ديوار پينك فلويد فيلمي در نقد نظام آموزشي انگلستان ساخت كه باب گلدوف " خواننده معروف بريتانيي" در آن ايفاي نقش كرد. همچنين يكي از بزرگترين تورهايي كه گروه در آمريكا برگزار كرد مربوط به همين آلبوم بود.
افسانه پينك فلويد در اوايل دهه 80 رو به زوال گذاشت اعجوبههايي كه كار خود را در اوايل دهه 60 شروع كرده بودند هر كدام به سراغ زندگي خود رفتند و به كارهاي تكنفره روي آوردند هر چند كه هرگز به طور رسمي انحلال پينك فلويد را اعلام نكردند.
آلبومها:
1- Animals
2- Atom Heart mother
3- Dark side of the moon
4- Delicate sound of Thunder
5- The final cut
6- Meddle
7- Amomentary lapse of reason
8- more
9-Piper at the Gates of dawn
10- Pulse
11- Relics
12- Asaucerful of secrets
13- Ummagumma
14- wish you were here
15- The wall
16
17- obscured by clouds
Syd Barrett
• Madcap Laughs
• Opel
• Barrett
Roger Waters
• Music From The Body
• The Pros and Cons Of Hitchhiking
• Radio K.A.O.S.
• The Wall: Live In Berlin
• Amused To Death
• In The Flesh
• Flickering Flame
David Gilmour
• David Gilmour
• About Face
• Fictitious Sports
Rick Wright
• Wet Dream
• Broken China
گفتوگو با اعضای گروه پينکفلويد
اين مصاحبه از بين چندين مصاحبه در زمانهاي مختلف و با اعضاي گروه پينك فلويد انتخاب شده است.
از شروع پينك فلويد بگوييد؟
سيد بارت: راجر واترز بزرگتر از من بود هر دو در دانشكده هنرهاي زيبا، رشته معماري ميخوانديم خانهاي در Highgate لندن گرفته بوديم و بيشتر اوقات را باهم ميگذرانديم ما به نواختن گيتار علاقه داشتيم هر چند كه من در ابتدا زياد وارد نبودم اما كم كم ياد گرفت و حرفهاي شدم همچنين شروع به نوشتن شعر كردم. ترانههاي ما هميشه ساده بودند صداي گيتار مشخصه اصلي گروه بود و سازها و صداهاي الكترونيكي هيجان خارق العادهاي به ترانههاي ما ميداد.
سوال هميشگي مردم، چطور شما اين طور افسانهاي شديد؟
نيك ميسون: مردم فكر مي كنند كه نوع موسيقي ما با بقيه فرق مي كند فكر ميكنند نوعي سبك خاص است اما وقتي به آنها مي گوييم كه اين همان Rok & roll است آنها دوست ندارند.
ديويد گيلمور: من فكر ميكنم كه مردم به همه كارهايي كه ما ميكنيم احاطه ندارند همواره نظرات خوب و بد داريم كه هيچگاه باهم برابر نميشوند ما اصلاً نگران اين چيزها نيستيم وقتي روي صحنه هستيم به اين فكر ميكنيم كه 99 درصد مردم از پولي كه پرداخت كردهاند راضياند و حقيقتا شب خوبي را سپري خواهند كرد.
نام آلبوم جديتان حساسيت خاصي دارد "ديوار" آيا اين ريشه در تفكر خاصي دارد هر چند كه موفقترين تور شما هم مربوط به همين آلبوم است.
نيك ميسون: كاملاً انتزاعي است وقتي شما به عنوان يك ترانه نگاه ميكنيد فكر ميكنيد كه با يك موسيقي خوب روبرو هستيد اما مفهوم فقط در نوع ارتباط بين كلمات است كلمات به تنهايي هيچ معناي خاصي ندارند همان طور كه در يك داستان خوب اين ترتيب مناسب كلمات معناي كل را براي شما ميرساند.
باب گيلمور: خوب كنسرت "ديوار" 35 روز طول كشيد تور مناسبي نبود ما پنج شهر را در عرض يك هفته طي كرديم. اما اگر دوباره بخواهيم آن را اجرا كنيم نميتوانيم زمان به سرعت ميگذارد و ما ديگر نميتوانيم دور هم جمع شويم. بعد از 10 سال اين اولين تور ما بود.
چه عاملي باعث شد كه Roger waters از گروه جدا شد.
گيلمور: تقريباً غير ممكن است كه شما فكر كنيد ميتوانيد با راجر كار كنيد در حاليكه قوه تخيلتان را آزاد و بي قيد و بند بگذاريد خوب شما هميشه چيزهايي را از دست ميدهيد و چيزهايي را به دست ميآوريد صادقانه بگويم ما با از دست دادن واترز بيشتر سود كرديم تا زيان، در سالهاي اندكي كه واترز با ما بود ما طرفداران كمي داشتيم او واقعاً ميخواست احساس و انرژي ما را كنترل كند و اين چيزي شبيه شكنجه بود البته اين را هم بگويم كه آلبومهايي را كه با او كار كرديم فروش خوبي داشت.
يك بار اوايل دهه 60 با پينك فلويد شروع كردي و حالا در سال 2002 يك شروع تكنفره داري چه فرقي بين شروع و شروع اولي بود.
راجر واترز: دو حس كاملاً جدا بود شروع اولي كاملا ناخودآگاه بود. اشتياقي شبيه عاشق شدن، مردم برايت دست ميزدند و تو را تحسين ميكردند فكر ميكردي كه مورد توجه همه هستي آن موقع من فقط 15 سالم بود و تمام انگيزههايم داشتن يك دختر خوب، يك ماشين اسپورت و پول بود و بالاخره به همه آنها رسيدم هم زن خوب هم ماشين اسپورت و هم پول كافي، اما انگيزه دومي كاملا متفاوت بود حالا تمام علاقهام كارم است از خلق موسيقي لذت ميبرم.
وقتي روي صحنه ميروي و روبروي مردم ميايستي چه چيزهايي از ذهنت عبور ميكنند.
راجرز واترز: سعي ميكنم تا جايي كه امكان داشته باشه تمام حواسم را به كارم و به مردمي كه آنجا جمع شدهاند بدهم قبلا اين طور نبودم و به مردم دوربرم توجهي نميكردم زماني كه با پينك فلويد كنسرت داشتم هميشه توي اون روابطم با شنوندگان دچار مشكل ميشدم يكي از دلايلي كه باعث شد ترانه ديوار را بنويسم هم همين بود احساس محصور شدن ميكردم البته قسمتي از حقيقت هم اين است كه هميشه از حضور جمعيت بيشتر از 20 هزار نفر ميترسم.
تا به حال به چيزي اعتياد داشتهاي؟
راجرز واتر: خوب اوايل دهه 70 چيزهايي بود كه نيرويم را صرف آن ميكردم اما من توانستم جلوي آن را بگيرم چون اغوا كننده بود و حالا من در آرامش هستم مردم به من اعتماد دارند و من خوشحالم.
هيچ شده كه از عشقي جدا شوي، از اين جدايي چه بر جاي مانده است؟
راجرز واترز: درد، پس از هر جدايي درد بر جاي ميماند اما من ياد گرفتهام كه خود را تسكين دهم تسكين هر دردي قابل درمان است اما زمان ميبرد و اين ارزشمند است آنچه از درد به جاي ميماند گرانقيمت است چون نشان ميدهد كه عشق زنده است و شما احساس داريد. من عاشق مردم هستم و اگر زماني اين عشق را از دست بدهم برايم دردناك است بنابراين فكر ميكنم جواب سوال شما را دادهام شما هرگز نميتوانيد از عشق جدا شويد.
آيا هنوز چيزي مانده است كه بخواهي ثابتش كني.
راجرز واترز: اخيرا دريافتهام كه با تمام وجود به آرامش رسيدهام فكر ميكنم چيز ديگري در زندگيم وجود ندارد كه بخواهم آن را ثابت كنم . با اين وجود فكر ميكنم كه كار من شباهت زيادي به نقاشي دارد احتمالا بخواهم نقاشي را ادامه دهم تا روزي كه بميرم من با نقاشيهايم حرف ميزنم.
منابع:
http://www.pinkfloyd.com/home/6.html
http://www.neptunepinkfloyd.co.uk/bio
http://www.neptunepinkfloyd.co.uk/
http://www.hokafloyd.com/Biography.htm
http://utopia.knoware.nl/users/ptr/pfloyd/pictures/pictures.html
http://www.pink-floyd.org/artint/interviews.html

