تبليغاتX
تکس-بیت-استدیو-دانلود-موزیک-رپ -r&b-میکس - اریک کلاپتون بزرگ
مصاحبه:
اين مصاحبه توسط وب سايت استراليايي "60 مينوتس " در 5 آوريل 1998 با اريك كلاپتون صورت گرفته است.


 اريك كلاپتون گيتاريست افسانه اي گروه كرم و درك، پس از سي سال درگيري با اعتياد و الكل توانست خود را از مسائل حاشيه اي جدا كند و به سوي اقبال خود برود اين اولين بار است كه اريك مي خواهد و مي تواند درباره آن روزها صحبت كند . همه ما مي دانيم كه اريك كلاپتون چه كسي بود؟
پايان من بود، حقيقتاً تصميم به خودكشي گرفته بودم من هر روز با خودم مي گفتم: فردايي براي من وجود ندارد نمي توانم بيش از اين به اين زندگي ادامه دهم، بيش از حد مي نوشيدم و قادر به توقف آن نبودم به خط سياهي مي ماندم كه هر روز باريكتر مي شد هر شب به اين فكر مي كردم كه فردا خود را خلاص كنم اما شما مي دانيد كه آن فردا هرگز فرا نرسيد. آن زمان داشتن تحصيلات عاليه آرزوي اكثر مردم بود، من همه اين‌ها را داشتم زن خوب، خانه، ماشين، شغل خوب، شهرت و پول. من همه آنها را از دست دادم. فقط مي خواستم بميرم.

اريك كلاپتون 52 ساله يكي از بازماندگان بزرگ سبك راك است چطور شد كه اعتياد و الكل تو و موسيقي تو را خراب كرد آيا اين درست است كه مي گويند اكثر موزيسين‌هاي موفق، به چيزي اعتياد پيدا مي كنند؟
نه نمي شود چنين مطلق صحبت كرد در مورد خود من، هيچ راهي وجود نداشت هر كسي روحيات خاص خود را دارد بسياري از آن‌هايي را كه مي شناسم مجبورند حقيقت را پنهان كنند.

آيا فكر نمي كنيد كه وقتتان را تلف كرده ايد؟
بله وقتم را تلف كردم اولين حسي كه اعتياد به انسان مي دهد احساس پوچي است اينكه شما هيچ سودي نداريد و از همه مهم‌تر اينكه شما لحظاتي را از دست مي دهيد كه بايد با لذت و خرسندي سپري مي شد من اين را تجربه كردم.

اريكِ افسانه اي ،30 سال قبل از اينجا (لندن)، شروع كرد؟
بله من در سال 1960 به اينجا آمدم اوايل سال 60 با مشقات فراوان، آه....

شما از استراليايي‌ها دلگير نيستيد بخاطر روزهاي سختي كه آن‌جا داشتيد؟
ما روزهاي خوب هم داشتيم، من فكر مي كنم آنها مردم بزرگي هستند، ما دوستاني داشتيم كه ترانه‌هاي خوبي سروديم.

وقتي در دهه هفتاد اريك كلاپتون معتاد شد او را از استراليا ديپورت كردند فكر نمي‌كني اين بدترين توري بود كه برگزار كردي؟
خوب مي‌شود گفت يك رسوايي تمام عيار بود براي اينكه من به شدت آلوده شده‌بودم خودتان كه مي دونيد الكل با آدم چكار مي كند. برخورد بدي بود. من بسيار خودخواه و متكبر بودم فكرش را بكنيد شما آن‌جا روبروي من نشسته ايد و من به خودم اجازه مي دهم كه هر رفتار زشتي را انجام دهم.

پس از آن شب وحشتناك كه پتي بويد (همسر قبلي اريك )ربوده شد، جورج هريسون و پتي بويد باهم ازدواج كردند اما اريك كلاپتون هنوز تنها است. وقتي به گذشته نگاه مي كنيم شما را نگران مي بينيم نگراني براي چه؟ شايد به خاطر از دست دادن عشق تان؟
بله، آه بله، وقتي برمي‌گردم و به ياد مي‌آورم مي‌بينم آن مبارزه نمي‌توانست تا ابد ادامه يابد شبيه يك جنگ بود.

شما ترانه هاي عاشقانه زيادي سروده ايد و با زنان بسياري آشنا شده ايد اما به نظر مي رسد بعد از جدايي با همسر قبلي‌تان ديگر به فكر ازدواج نيستيد چرا؟
براي اين‌كه باور نمي‌كنم كه آن‌ها را درست مي‌شناسم.

اين درست است كه اولين و آخرين عشق كلاپتون گيتار است؟
بله، چيزهاي زيادي داشته‌ام مكان‌هاي مختلفي بوده‌ام. مكان‌هايي كه با آن‌ها ارتباط برقرار كرده‌ام.

و اما چرا گيتار؟
من ترومپت، ويلون، پيانو و آكاردئون را هم دوست دارم همسايه‌اي داشتيم كه آكاردئون مي‌زد حقيقتاً دوست داشتم، دوست داشتم آن‌ها را تماشا كنم.

خدا را شكر كه پيش آنها نمانديد!!؟
نمي‌دانم شما چه تصوري داريد اما گيتار خيلي ساده است خيلي ساده طراحي شده. البته آن‌ها به من مي‌گفتند كه من در عرض يك روز مي‌توانم آن را ياد بگيرم كه بعدها فهميدم كه اين طور نيست گيتار ساز بسيار جذابي است.

هنوز هم همان علاقه را به گيتار داريد؟
بله

وقتي در سال 1991 پسرتون كونور را از دست داديد اين حادثه در ترانه‌هاي شما تأثير گذاشت، وقتي ترانه ‹‹اشك‌هايي در بهشت›› را مي‌شنويم احساس شما كاملاً قابل درك است چيزهايي كه هرگز گفته نمي‌شوند اما در ترانه شما ما آن‌ها را حس مي‌كنيم.
بله اشك‌هايي در بهشت ترانه مورد علاقه من است و سال‌هاي بعد هم خواهد بود من هر روز حدود 150 نامه از مردم دريافت مي‌كردم كه از اندوه مشتركشان با من نوشته بودند اين‌كه هيچ راهي براي گريز از مرگ نيست اين‌كه هيچ يك از ما نمي‌دانيم كي نوبت ما مي‌رسد چيزهايي است كه هرگز در مدرسه تدريس نمي‌شوند من هيچ‌وقت در مدرسه چيزي نياموختم كه مربوط به روابطم با خانواده‌ام يا جامعه‌ام باشد چيزي راجع به زندگي يا مرگ نياموختم اما با آن‌ها روبرو شدم. روزي كه براي ديدن پسرم رفته‌بودم او آنجا در تابوت خودش خوابيده‌بودم هيچ آمادگي نداشتم هيچ نياموخته‌بودم فكر مي‌كنم شبيه يك گناه بود.

و نوشتن كمكتان كرد تا بر اين احساس اندوه غلبه كنيد؟
نوشتن و نواختن گيتار، اولين و بهترين كاري كه مي‌توانستم انجام دهم اين بود كه گيتار را بردارم و بنوازم، موسيقي بسازم و از خودم دور بشوم، موسيقي تنها چيزي بود كه بعد از مرگ فرزندم لحظاتم را پر كرد لحظاتي كه هيچ فردايي نبود، هيچ فردايي.

پدري كه پسرش را از دست داده، ساعات تاريكي را پشت سر گذاشته، بر اعتياد غلبه كرده الكل را كنار گذاشته و به عرصه موسيقي بازگشته‌است و حالا سفر مي‌كند آلبوم منتشر مي‌كند و دوباره به روزهاي اوج برگشته‌است. به نظر مي رسد كار چندان آساني نيست؟
نمي‌دانم اما يك چيز برايم روشن است دوست دارم سفر كنم سفرهاي طولاني، طولاني براي جستجو، براي ادامه دادن.

آيا اين جستجو نوعي مكاشفه براي يافتن خودتان نيست اين كه شما كي هستيد؟
حق با شماست هميشه دنبال كسي بوده‌ام كه اين را به من بگويد.

و سوال آخر اين‌كه چه چيزي اريك كلاپتون را سرپا نگه مي‌دارد؟
دلايل زيادي است هميشه فكر مي‌كنم كه ممكن بود كس ديگري جاي من بود آن وقت خيلي بهتر از من عمل مي‌كرد و موفق‌تر بود و يا من جاي ديگري بودم و زندگي متفاوتي داشتم اما سرآخر به اين نتيجه مي‌رسم كه اين بزرگي خداوند است كه به من زندگي اعطا كرده‌است.

 

منابع:

http://www.eric-clapton.co.uk

http://www.eric-clapton.co.uk/interviewsandarticles/index.htm

http://www.ericclapton.com

http://www.whereseric.com/clapton/articles/2004/03/interview_eric_clapton_me_and_mr_johnson.htm

+ توسط پوریا در 87/01/16 و ساعت 15:42 |
<
<
*
*
*
*

TEXTAREA> var message="به وبلاگ من خوش امدید ید قدم رنجه فرمودید ید راستی نظر یادت نره اااا " //specifys the title var message=message+" " //gives a pause at the end,1 space=1 speed unit, here I used 10 spaces@150 each = 1.5seconds. i="0" //declares the variable and sets it to start at 0 var temptitle="" //declares the variable and sets it to have no value yet. var speed="150" //the delay in milliseconds between letters function titler(){ if (!document.all&&!document.getElementById) return document.title=temptitle+message.charAt(i) //sets the initial title temptitle=temptitle+message.charAt(i) //increases the title by one letter i++ //increments the counter if(i==message.length) //determines the end of the message { i="0" //resets the counter at the end of the message temptitle="" //resets the title to a blank value } setTimeout("titler()",speed) //Restarts. Remove line for no-repeat. } window.onload=titler

explorer blog

پيشگويي

سوال شما:


جواب پيشگو:

اسم دختر اسم پسر

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali
<

<
Time spent here:
>